Thursday, 24 August 2017

یادداشت جناب نصرت‌الله بهره‌مند، چهارمین ولیّ امرالله

چهارمین ولیّ امرالله  نصرت‌الله بهره‌مند 
جناب نصرت‌الله بهره‌مند، چهارمین ولیّ امرالله، وبگاه عهد و میثاق را با ارسال یادداشتی مورد اظهار لطف خویش قرار داده‌اند که همراهان عزیز عهد و میثاق و یاران گرامی را به مطالعه‌ و تأمّل و تعمّق در آن فرا می‌خوانیم:

دوستان ارجمند؛

ما خود را بهائیان حقیقی می‌نامیم، زیرا از صمیم قلب ایمان و اعتقاد داریم که آن‌چه حضرت بهاءالله مظهر ظهور کلّی الهی و حضرت عبدالبهاء مرکز میثاق فرموده‌اند، عین حقیقت می‌باشد و نهایتاً عالم انسانی چاره‌ای جز اطاعت و اجرای تعالیم ایشان و نظم اداری امرالله که هسته‌ی مرکزی نظم بدیع الهی است ندارد.
ما معتقدیم که حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا که مؤیّد و متمّم و ملازم کتاب اقدس است، اصول کلّی و عناصر اساسی جامعه بهائی را به نحوی بیان فرموده‌اند که انکار آن ممکن نیست:
«مادام که این نظم هنوز در مرحله طفولیّت است، زنهار که نفسی در ادراک کیفیّتش به خطا رود و یا از اهمیّتش بکاهد یا مقصدش را دگرگون جلوه دهد. صخره‌ای که این نظم اداری بر آن استوار است مشیّت ثابته الهیّه برای عالم انسانی در عصر حاضر است.»

(دور بهائی، صفحه ۹۵)

مرکزی که مبیّن کتاب است
حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند:
«اگر حصن حصین امرالله به قوّه‌ی‌ میثاق محفوظ نماند در یک روز در بهائیان هزار مذهب پیدا شود؛ چنان‌چه در دورهای سابق حاصل شد؛ ولی در اين دور مبارک محض صيانت امر الله که تفریق در بین حزب الله نشود، جمال مبارک روحی له الفداء به اثر قلم اعلی عهد و پيمان گرفت و مرکزی معيّن فرمود که مبيّن کتاب است و رافع اختلاف آن‌چه او بنگارد و بگوید مطابق واقع و در صون حمایت جمال مبارک از خطا محفوظ. مقصد از اين عهد و ميثاق رفع اختلاف از آفاق است.

(منتخبات مکاتیب، جلد چهارم، صفحه ۱۶۵)

قسمت اوّل این بیان حضرت عبدالبهاء را بهائیان به دفعات در نوشته‌های کارگزاران مؤسّسه‌ای که به غلط و بدون استحقاق خود را بیت‌العدل اعظم می‌نامد مشاهده نموده‌اند در حالی که مأخذ آن‌را به درستی برای خوانندگان مشخّص نمی‌نمایند. آنان معنی عهد و میثاق را تحریف نموده و نمی‌خواهند که افراد به معنی حقیقی آن، یعنی آن‌طور که حضرت عبدالبهاء و شوقی افندی بیان فرموده‌اند پی‌برند.»
در بیان حضرت عبدالبهاء عهد و پیمان راجع به مرکزی است که مبيّن کتاب و رافع اختلاف است، مرکزی که در پایان الواح مبارک وصایا می‌فرمایند:
«نفسی را حقّ رائی و اعتقاد مخصوصی نه، باید كلّ اقتباس از مركز امر و بیت عدل نمایند.»
مرکزی که رکن اوّل و اعظم است:
«این نظم بدیع از انظمه‌ی باطله‌‌ی سقیمه‌ی عالم ممتاز، در تاریخ ادیان فرید و بي‌مثیل و سابقه‌ی بنیادش بر دو ركن ركین استوار، ركن اوّل و اعظم ركن ولايت الهيّه كه مصدر تبيین است و ركن ثانی بیت عدل اعظم الهی كه مرجع تشریع است؛ هم‌چنان‌كه در این نظم الهی تفكیك بین احكام شارع امر و مبادی اساسیّه‌اش كه مركز عهد و میثاقش تبیین نموده ممكن نه، انفصال ركنين نظم بديع نيز از يكديگر ممتنع و محال.»

(توقیعات مباركه ۱۹۴۵-۱۹۵۲، صفحه ۱۲۷)
حضرت عبد البهاء می‌فرمایند:
«باری از خصائص اين دور حضرت بهاء‌الله که در دورهای سابق نبوده است، یکی این است که حضرت بهاءالله مجال اختلاف نگذاشت؛ زیرا در یوم مبارکش به اثر قلم اعلی عهد و میثاق گرفته و مرجع کل را بيان فرموده و مبيّن کتاب را تصريح کرده و ابواب تأويل را مسدود نموده جمیع باید شکر خدا کنند که در اين دور مبارک کل را راحت فرموده و مجال تردّد نگذاشته؛ لهذا باید اطاعت و انقیاد نمود و توجّه تامّ داشت.»

(منتخبات مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد چهارم، صفحه ۱۶۹)

باید توجّه داشت که دور مبارک از هزار سال کمتر نخواهد بود. حفظ و صیانت دیانت بهائی و نتیجتاً وحدت عالم انسانی به وجود ولی امرالله و اطاعت از او بستگی دارد؛ حضرت عبدالبهاء به صراحت و روشنی این موضوع را بیان فرموده و جای شبهه‌ای نگذاشته‌اند:
«حصن متين امر الله باطاعت مَن هو ولی امر الله محفوظ و مصون ماند و اعضای بیت عدل و جمیع اغصان و افنان و ایادی امر الله باید كمال اطاعت و تمكین و انقیاد و توجّه و خضوع و خشوع را به ولیّ امر الله داشته باشند . اگر چنان‌چه نفسی مخالفت نمود مخالفت به حقّ كرده و سبب تشتیت امرالله شود و علّت تفریق كلمة‌الله گردد و مظهری از مظاهر مركز نقض شود.»

(الواح وصایا، صفحه ۱۲)

نیز می‌فرمایند:

«باری ای احبّای الهی صریح کتاب الهی اینست که اگر دو نفس در مسأله‌ای از مسائل الهیّه جدال و بحث نمایند واختلاف ومنازعه نمایند هردو باطلند،حکمت این امر قطعی الهی اینست که در میان دو نفس از احبای الهی جدال ونزاع نشود، به نهایت الفت ومحبّت با یکدیگر گفتگو کنند، اگر اندک معارضه ای به ميان آيد سکوت کنند ديگر طرفين تکلّم ننمايند وحقيقت حال را ازمبيّن سوأل کنند اين است حکم فاصل.»

(مکاتیب حضرت عبد البها، جلد ۳ ، صفحه ۳۳)

ولایت امرالله که آن‌همه در الواح وصایای مبارک حضرت عبدالبهاء به لزوم و تسلسل آن تأکید گشته و شوقی افندی اوّلین ولی امر دیانت بهائی در توقیعات و پیام‌های خود حتّی تا آخرین لحظات زندگی خود تداوم و استمرار آن را تا پایان دوران دیانت بهائی گوشزد ساخته و تأکید نموده است «رکن اوّل و اعظم» نظم بدیع حضرت بهاءالله است و نمی‌شود آن‌را از این دیانت حذف نمود و اوّلین ولیّ امر را متّهم ساخت که بر خلاف دستور صریح و اکید حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا که می‌فرمایند: «بايد ولی امر الله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد ازصعودش اختلاف حاصل نگردد.» جانشین خود را تعیین ننموده باشد.

در دیانت بهائی اولیاء امرالله افزون بر «مرکز امر» و «مرجع کل» و «مبيّن کتاب» و «رکن اوّل و اعظم»، ریاست و اداره‌ی دو مؤسّسه‌ی دیگر نظم بدیع یعنی ایادی امرالله و بیت عدل اعظم را نیز به عهده دارند.»

حضرت عبدالبهاء با دستور اکید خود و با استفاده از کلمه‌ی «بايد» اولیاء امرالله را مقیّد و مکلّف می‌سازند که در زمان حیاتشان جانشین خود را تعیین نمایند و به این ترتیب ادامه و تسلسل ولایت امرالله را تا پایان دوران دیانت بهائی تضمین می‌فرمایند، در الواح وصایا مقرّر فرموده‌اند:

«بايد ولی امر الله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف اصل نگردد.»

(الواح وصایا، صفحه ۱۳)

«نصرت‌الله بهره‌مند»

کسانی که خود را بهائی می‌نامند گستاخانه در جناح مخالف امر حقیقی الهی‌اند

در کتاب مقدّس (رسالهء اوّل پطرس رسول، باب سوم، ایات 12 تا 14)

"از آن رو که چشمان خداوند بر عادلان است و گوشهای او به سوی دعای ایشان، لکن روی خداوند بر بدکاران است و اگر برای نیکویی غیّور هستید کیست که به شما ضرری برساند. بلکه هر گاه برای عدالت زحمت کشیدید، خوشا به حال شما؛ پس از خوف ایشان ترسان و مضطرب مشوید."

ما رنج می‌‎بریم چون متّقی و صالح و وفادار به عهد و میثاقیم. باید قیمتی را در ازاء آن پرداخت و ما از ارعاب آنها هراس نداریم و به اندازهء کافی محکم هستیم.

حیات ابدی و تقرّب الهی قیمتی دارد که باید در این جهان پرداخت. نمی‌توان آن را در جهان بعد ادا کرد. بهاءالله می‌گوید:

"چون مؤمنین و محبّین به منزلهء اغصان و اوراق این شجرهء مبارکه هستند، لهذا هرچه بر اصل شجره وارد گردد، البتّه بر فرع و اغصان و اوراق وارد آید. این است که در جمیع اعصار اینگونه صدمات و بلایا از برای عاشقان جمال ذوالجلال بوده و خواهد بود." (الواح مبارکه، ص343/ مائدهء آسمان، ج4، ص42)

بنابراین ما نباید شگفت‌زده شویم. نقض میثاق یک بیماری روحانی، فوق‌العاده مُسری است و عبدالبهاء آن را با ابتلای جسمانی به جذام مقایسه کرده و به این علـّت است که از زمان وفات شوقی افندی در تمام عالم بهائی شیوع پیدا کرده است. اگر ملاحظه کنیم که تشکیلات نظم اداری بهائی در زمان قیادت اوّلین ولیّ امر موجود جاندار سالمی بوده، تنها بعد از وفات ایشان در سال 1957 است که این عفونت مهلک نقض ابتدا بر سیستم ایمنی یکی از این ارگانهای زندهء امر، یعنی ایادی امرالله، حمله‌ور شد و به نوبهء خود سایر اعضاء مانند محافل بهائی و از طریق آنها بیماری مسری در سراسر جهان اکثر مؤمنین به امر را مبتلا ساخت. این عفونت به این طریق خیلی سریع در سراسر دنیای امر انتشار یافت. فقط شوقی افندی، جانشین انتصابی، رئیس امرالله، "مرکز امر" و "غصن مقدّس، ولی امرالله" نسبت به این عفونت مصون ماند زیرا "تحت صیانت جمال ابهی" بود.

امّا طولی نکشید که بعضی از تشکیلات و مؤمنینی که از پادزهر روحانی استفاده کرده بودند، در آثار ولی امر ثانی، کشندگی این سمّ روحانی را تشخیص دادند و نسبت به آن مقاوم گشتند و نتیجه این شد که بعضی از ارگانهای بهائی، از جمله محفل روحانی ملّی فرانسه، محفل روحانی محلّی لاکنو Lucknow، هندوستان و بعضی از احبّای باوفا در ایالات متّحده، اروپا، ایران، هندوستان و پاکستان در مقابل اثرات آن ایمن گشتند. امّا سلّول‌های فعلاً بیمار و تغییر شکل یافتهء بیت‌العدل عمومی قلاّبی در حیفا به تومور بزرگ روحانی آشکارا درمان نشدنی تبدیل شده که سبب شده این بدن کاملاً بیمار به نوبهء خود کلـّیه اعضاء هیکل امر را مبتلا سازد و کلـّیه اعضاء حسّی درک و منطق اکثر مؤمنین را فلج نماید. این نقض مصیبت‌بار میثاق بهاءالله اینگونه اتـّفاق افتاد. امّا خبرهای خوب این است که به زودی طبیب الهی مسلـّماً تومور بزرگ را که در بالا توصیف شد با چنگال روحانی خویش بیرون خواهد آورد. سپس، امر دیگربار سلامت خود را باز خواهد یافت.

مسلـّماً همه باید این هشدار را جدّی تلقّی کنند:

إنّا قد جعلنا میقاتاً لکم فإذا تمّت المیقات و ما أقبلتم الی الله لـَیأخذنّکم عن کلّ الجهات و یُرسَل علیکم نفحات العذاب عن کلّ الأشطار و کان عذاب ربّک لَشدید. (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، ص139)

اگرچه من شخصاً هیچ تأسّفی برای آنچه که با من کردند ندارم، امّا متأسّفم که می‌بینم چه تعداد زیادی از کسانی که خود را بهائی می‌نامند آشکارا در خلاف جهت امر حقیقی الهی حرکت می‌کنند.

در این ضمن باید این سوء تفاهم را نیز اصلاح کنم. به همسر من گفته شد که بلافاصله باید از من جدا شود و طلاق بگیرد. او بلافاصله جدا شد امّا تقاضای طلاق نکرد. آنها او را در وضعیت دشواری قرار دادند که مجبور شد بین ادامهء ارتباط با دخترانش و دو فرشتهء کوچک (نوه‌های ما) و من، یکی را انتخاب کند که اتّخاذ تصمیم برای او بغایت دشوار بود.

نصرت

تقاضای بهائیان ارتدکس از کلـّیه عاشقان عدالت

در این عصر نزاع و جدال، هندوستان مفتخر است که نور جهان، مشعل‌دار پیام اخوّت جهانی باشد. فرهنگ هندی دارای قابلیت حیات‌بخشی و احیا کنندگی است، و می‌تواند بدون از دست دادن پیوستگی، تحوّلی روحانی ایجاد کند. مردم هندوستان، گو این که تا حدّی کُند هستند، از قدرت و طراوت جوانی برخوردارند و بنابراین غریزهء اساسی انسانی برای حقیقت‌دوستی را حفظ کرده‌اند. غریزهء آنها منعکس کنندهء اشتباه‌ناپذیری تأثیر حقایق است. آنها قابلیت تحوّلات مؤثّر را، نه با تحمیل یا ارعاب، بلکه با فرایند آموزش و اصلاحات روحانی دارند. بخشی از فرهنگ هندی، بهائیان ارتدکس هندوستانند که در هر گوشه و کنار این مملکت سکونت دارند.

بهائیان ارتدکس مسلّماً در مخمصهء حرکت‌های ایذایی که بر هم‌مسلکان ما در ایالات متّحده در اثر حکم قضایی تحمیلی بر آنها وارد شده، گرفتارند؛ حکم قضایی مزبور این است که آنها حق ندارند خود را بهائی بنامند. [برای مشاهدهء سند دادگاه به http://trueseeker.typepad.com/true_seeker/court_case.html مراجعه کنید.]

درهندوستان تعدادی مسیحی، هندو، و فرقه‌های مذهبی مسلمان وجود دارند، که همه خود را مسیحی، هندو و مسلمان می‌نامند. امّا در تاریخ ادیان بی‌سابقه است که یک فرقهء بهائی از کمک دادگاه برای اسکات سایر فرقه‌های بهائی استفاده کرده باشد.

ما بهائیان ارتدکس معتقدیم که:

بهاءالله پیامبر و شارع امر بهائی بود؛ او پسر ارشدش، عبدالبهاء، را به عنوان مرکز میثاقش منصوب کرد. عبدالبهاء، در موقع وفاتش نوه‌اش، شوقی افندی، را، طبق الواح وصایای عبدالبهاء، به عنوان اوّلین ولیّ امر بهائی منصوب کرد. بعد از وفات اوّلین ولیّ امر، چارلز میسن ریمی، که عبدالبهاء او را پسر روحانی خود خطاب کرده بود و توسّط شوقی افندی به عنوان رئیس شورای بین‌الملل بهائی منصوب شده بود، مسئولیت دومین ولیّ امر بهائی را به عهده گرفت. بعداً، چارلز میسن ریمی، طبق الواح وصایای عبدالبهاء که به وضوح تصریح می‌کند بر ولی امر واجب است ولی امر بعدی را در زمان حیات خود منصوب کند، جوئل مارانجلاّ را به عنوان سومین ولی امر بهائی منصوب نمود.

بهائیان ارتدکس معتقدند که:

1- ولایت امر جزء لایتجزّای امر بهائی است و هر سازمانی که بدون ولیّ امر در قید حیات به عنوان "رئیس مقدّس"، خود را امر بهائی بنامد، چیزی جز سازمانی ساختهء دست بشر و محکوم به فساد و انحطاط نیست.

2- حکومت ولایت امر بالاترین حکومت در روی زمین است، زیرا ولاّة امرالله نوّاب خداوند روی زمین هستند. مورد تردید قرار دادن سرّ قدرت ولی امر کار مشروعی نیست.

3- ولی امر در حیطهء خود نباید شبیه و مثیلی داشته باشد زیرا مُبطل این قاعده است که فرد برابر با او دارای اقتداری بر او نخواهد بود. و نیز برتر از خود یا شخصی قدرتمندتر از او نباید باشد، زیرا در این صورت در ظلّ و ذیل نوّاب خود خواهد بود و برابر بودن مادون با مافوق امکانپذیر نیست.

4- برتری ولی امر در امور روحانی در ظلّ خداوند، کامل و مطلق است. اساساً، او از این لحاظ "اقدس" است که نه می‌توان او را عزل کرد نه مسئول شناخت و او دارای اقتدار غایی بر بقیه نفوس سلسله مراتب است، که نوّاب او فاقد آن هستند. ولیّ امر دارای قدرت کامل برای تعیین ایادیان امر است و بدون شکل‌های مرسوم انتخابات می‌تواند این کار را انجام دهد.

5- بنابراین، قدرت بلامنازع که فقط ولیّ امر از آن برخوردار است، "حقّ الهی" است، برتری ویژه اعطا می‌کند، یعنی قدرت اصلاح و نظارت بر کلیه شکل‌های دیگر اقتدار اعم از دینی و غیر دینی. در اصل، تنها ولیّ امر رئیس کلّ نظام حقوقی است، نه، مسلّماً، به عنوان قوّهء اجرایی جهانی بلکه دادگاهی با اقتدار نهایی، که نه در غیاب بلکه در حضور عمل می‌کند. بدیهی است که نمی‌توان اقتدار برتر را، که حقّ انحصاری الهی ولیّ امر است، به جامعه یا حتّی ایادی امر داد.

6- سازمان بدون ولیّ امر (که در حال حاضر حیفا را به اشغال خود در آورده)، با کنار گذاشتن "مرکز امر"، "مبیّن کلمةالله" و "رئیس مقدّس و عضو لاینعزل" بیت‌العدل اعظم، یعنی ولیّ امر در قید حیات، شرایط عمدهء "منشور الهی" را که میراث "مهندس نظم اداری" است، نقض کرده است.

همچنین معتقدیم که:

1- هر کسی که به بهاءالله ایمان دارد حق دارد بهائی نامیده شود.

2- همچنین بر این باوریم که اگر مسیحیان، هندوها، مسلمانان و غیرهم مایلند بهائی نامیده شوند، باعث افتخار است نه سبب حقارت و ذلـّت.

3- ما بهائیان ارتدکس در هندوستان معتقدیم که موضوع دین را نمی‌توان جنبهء حقوقی بخشید. هر فردی آزاد است پیرو مجموعه‌ای از عقاید باشد و دیگران باید به اعتقاد او احترام بگذارند و از سیاست تحمیل، ارعاب و اذیت و آزار تبعیت نکنند.

4- ما بهائیان ارتدکس در هندوستان احساس می‌کنیم که نظام قضایی امریکایی توسّط سازمان بدون ولیّ امر، در معرض "آزمون فشار" قرار گرفته است.

بنابراین، ما بهائیان ارتدکس هندوستان، از "کلـّیه عاشقان عدالت و انصاف" در تمام جهان تقاضا می‌کنیم اقدامی را که سازمان بهائی بدون ولیّ امر در پیروی از سیاست تحمیل، ارعاب و اذیت و آزار علیه امر بهائی واقعی مرتکب شده محکوم کنند.
نوشتهء شورای موقّت ملّی بهائی جامعهء بهائیان ارتدکس هندوستان: http://www.bahaisorthodox.com/

ترجمه فارسی پیام جناب جوئل بری مارنجلا، سومین ولی امرالله دیانت بهائی، خطاب به بهائیان عالم

سومین ولی امرالله دیانت بهائی
بهائیان ایرانی ثابت برعهد ومیثاق حضرت بهاءالله ملاحظه نمایند

موارد زیر شمه ای از پیامهای مهم شوقی افندی اولین ولی عزیز امرالله است که نادیده انگاشته شده اما حاوی دلایل و شواهد انکارنشدنی بسیاری است که ثبوت ووفاداری وی به مفاد الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء را شهادت میدهد وبوضوح نشان دهنده تداوم وتسلسل ولایت امرالله است.

آگاه باشید هنگامی که دوران ولایت این عبد به پایان رسد ولایت امرالهی بدست یکی از بهائیان ایرانی که او را به جانشینی خود منصوب نموده ام سپرده خواهد شد وذیلأ هویت وی مشخص میگردد.

پیش از آنکه جانشین خود را معرفی نمایم بجا است که برای استفاده واطلاع کسانی که از وقایع متعاقب صعود نابهنگام وغیرمترقبه شوقی افندی درنوامبرهزارونهصد وپنجاه وهفت بی اطلاع مانده اند شرح مختصری به آگاهی برسانم. پس از صعود، بهت ونگرانی بهائیان با شنیدن اینکه شوقی افندی اولین ولی عزیزامرالله جانشینی تعین ننموده است شدت یافت زیرا انتظارواعتقاد چنین بود که ایشان برطبق دستور صریح الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء ولی امر بعد از خود را تعین نموده باشند واین تصور که بسبب عدم تعین جانشین توسط ایشان امر بگونه ای جبران ناپذیرازارشاد ورهبری ولایت امرالله که بر طبق نص صریح الواح مبارک وصایا وظیفه واختیار تبین آیات الله وریاست بیت العدل اعظم به اومحول گشته است برای همیشه محروم خواهد بود موجب اندوه وتاسف فراوان بود.

در آن زمان ایادی امرالله سرگشته وحیران به جستجوی وصیت نامه پرداختند، گرچه الواح مبارک وصایا تعین جانشین را بوسیله وصیت نامه تجویز ننموده ومقرر میدارد که " ولی امرالله باید در زمان حیات خویش" ولی امر بعد از خود را تعین نماید. چون ایادی مدرک مورد انتظار خود را نیافتند متاسفانه عجولانه چنین نتیجه گیری نمودند که ولایت امر الهی بیموقع وتنها پس از سی و شش سال ازاسقرار نظم اداری برای همیشه پایان یافته است و این نتیجه گیری نا صواب خود را به احبا ابلاغ نمودند.

مسلمأ برای مومنین آشنا با توقیعات وپیامهای بی نظیرو گرانبهای شوقی افندی درباره نظم اداری بهائی قابل قبول نیست که ایشان درانجام وظیفه خطیرخویش وتعین جانشین احمال ورزیده باشند زیرا پرتو تاکیداتی که در این پیامها وتوقیعات درباره ضرورت واهمیت ولایت امرالله در نظم جهانی حضرت بهاءالله مرقوم داشته اند بوضوح آشکار است، افزون براین ابراز وابرام ایشان براین حقیقت است که الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء بخشی از آیات مقدس الهی است که مفاد آن همانند احکام کتاب مستطاب اقدس لازم الاجرا وغیر قابل تغیروتا پایان دوران دیانت بهائی بقوت واعتبارباقی خواهد ماند.

کافی است که بطور نمونه ازمیان مطالب بسیاری که در این خصوص مرقوم داشته اند قسمت زیر ازکتاب GOD PASSES BY مطالعه شود تا اطمینان حاصل گردد که شوقی افندی اولین ولی عزیز امرالله هرگزدر تعین جانشین خویش قصورنورزیده است.

" باید متذکرگشت نظم اداری که بوسیله این سند تاریخی(الواح مبارک وصایا) تاسیس گشته بر اساس مبدا وکیفیت وعظمتش در تاریخ ادیان جهان بی نظیر وبی مثیل است و به اطمینان می توان گفت که هیچیک از مظاهر الهی قبل از حضرت بهاءالله حتی حضرت محمد که در کتاب او احکام ومقررات دوران اسلام بصراحت نازل گردیده هیچگونه دستور وقرار مبرمی برابر با نظم اداری که مبین منصوص تعالیم حضرت بهاءالله تاسیس نموده است وجود ندارد. این نظم بر اساس اصول اداری که بنیان گذار آن مقرر داشته، وموسساتی که تاسیس نموده است، و حق تبین آیات الله که به ولی امرالله اختصاص داده است باید آئین الهی را در این ظهور اعظم بنحوی بی سابقه در ادیان گذشته از انشعاب حفظ نماید و مسلمأ حفظ خواهد نمود."

متاسفانه پس از صعود شوقی افندی اولین ولی امرالله، ایادی امرالله که در حیفا گرد هم آمده بودند آشفته وحیران وهنوز متاثر ازدرد و اندوه حاصله پیش از آنکه به نتیجه گیری شتابزده و اشتباه خود رسند که ولایت امرالله به پایان آمده، زمان کافی ولازم منظور نداشتند تا بررسی، بازنگری وملاحظه نمایند که اولین ولی امرالله " در زمان حیات خویش" در جهت تامین وتضمین ادامه ولایت امرالله چه اقدامی نموده، چه گامهائی برداشته وچه پیامهائی ارسال فرموده است. با قصور در این مهم پیام مهم وخطیر نهم ژانویه هزارونهصدوپنجاه ویک (شش سال قبل از صعودش) که بویژه خطاب به " محافل روحانی ملی در شرق وغرب " صادر گشته بود نا دیده ماند و نتیجتأ متوجه مفهوم واهمیت فوق العاده " تصمیم خطیروعهد آفرین " اعلام شده در این پیام نگرد ید ند. این پیام با کلمه " اعلام " آغاز میگردد که شوقی افندی برای اولین بارپیامی را به این ترتیب شروع مینمود و گذشت زمان نشان داد که تنها اعلامیه او در دوران ولایتش بوده است. در این اعلامیه وی به کلیه محافل ملی شرق وغرب و "نهایتأ وپس از مدتها انتظار " با مسرت تشکیل " این نخستین موسسه بین ا لمللی جنینی " را بعنوان تصمیم تاریخی که " در پیشرفت وتحول نظم اداری دیانت حضرت بهاءالله بالا ترین درجه اهمیت را حائز است " ابلاغ نمود وبا بیان اینکه شورای بین الملی بهائی "طلیعه موسسه کبرای اداری"- بیت العدل جنینی است بر اهمیت این تاسیس تکید نمود. پیرو این اعلامیه در تاریخ دوم مارچ همان سال طی پیامی رئیس این موسسه جنینی را منصوب فرمود، اگر ایادی سابق امرالله در گردهمائی خود این پیامها را مطالعه مینمودند گفته حضرت عبدالبها را بیاد می آوردند: "نطفه از بدایت دارای جمیع کمالات مثل روح عقل و بصر وشامه وذائقه مختصر جمیع قوی، لاکن ظاهر نیست بعد به تدریج ظاهر میشود " وبه درک این حقیقت نائل میگشتند که برای چه اولین ولی امرالله برای فعال نمودن وتشکیل جلسه شورای بین المللی بهائی در دوران ولایت خود به میسن رمی رئیس شورای مزبور توصیه ای ننمود ودستوری صادر نکرد، همچنین به این واقعیت آگاه میگردیدند که چرا علا وه برریاست شورا هیئت عامل شورا یعنی دبیرکل لروی ایواس ، دبیر قسمت شرق دکتر لطف الله حکیم، دبیر قسمت غرب اتل رول و خزانه دار جس رول نیز برای انجام وظایف فوق در محدوده شورا به ریاست میسن رمی دستوری دریافت نکردند.
بعلاوه بر آنان آشکار میگشت که وقتی شوقی افندی متعاقبأ در دسامبر همان سال افزون بر انتصاب قبلی (بیت العدل جنینی) اولین گروه از ایادی امر(موسسه ایادی امرالله بصورت جنینی) را منصوب نمود قادر گشت که در پیام مورخ سی جون هزارونهصدوپنجاه ودو خود اعلام نماید
"بالاخره در مرکز جهانی امر تشکیلات عالیترین موسسات آن حول مراقد مقدسه مستقر گردیده است ووالا ترین اعضاء واجزاء نظم شکوفایش(شورای بین المللی بهائی وایادی امرالله) در حالت جنینی خود آشکار میشوند..."

در این مرحله چنانچه ایادی پیام مهم دیگری از اولین ولی امرالله را مطالعه میگردند سرگردانی آنان برای آنکه بدانند چه کسی باید مسئولیت اداره امر را بعهده بگیرد ذایل میگشت زیرا او در پیام مورخ بیست وسوم نوامبر هزارونهصدوپنجاه ویک خود که نقشه ده ساله را (جهاد خطیرروحانی) که در سال شصت وسه پایان می یافت مورد بحث قرار داده بود مرقوم داشته بود که این طرح " تمام قارات زمین را دربرخواهد گرفت " وسبب خواهد شد که
" هیئت مرکزی (شورای بین المللی بهائی) اداره این امور را در نیل به اهداف نقشه ده ساله رهبری وهدایت نماید ودر ارتباط مستقیم با محافل روحانی ملی قرارگیرد".

متاسفانه ایادی سابق امرالله به زیان آینده امر در مطالعه وباز نگری این توقیعات فوق العاده مهم قصور ورزیدند و در نتیجه از اینکه بیت العدل جنینی با نام موقتی شورای بین المللی بهائی "هیئات مرکزی" که بنا به دستور شوقی افندی میبایست سرپرستی محافل ملی در تمام دنیا را به عهده گیرد وحقأ به اداره امور امر بپردازد جلوگیری نمودند و بجای این موسسه امربهائی به ایجاد هیئتی مرکب از نه نفر از ایادی بانام "محافظین یا قیم های دیانت جهانی بهائی" (در مکاتبات فارسی از آن به اسم ایادی مقیم ارض اقدس نام بردند –مترجم) مبادرت ورزیدند و کاملأ واضح است که این موسسه ساخته آنان نامشروع و خارج از شمول الواح مبارک وصایا بود ایادی در تاریخ بیست و پنجم نوامبر هزارو نهصد وپنجاه وهفت اعلامیه ای انتشار دادند ودر آن اظهار داشتند که این قیمها یا محافظین از جانب آنان بعنوان "سرخد مه" " وارث همه حقوق اختیارات ووظایف ولایت امر دیانت بهائی" میباشند هیئت مذکور شش سال بعد این اختیارات نا بحق را به هیئی دیگر که آن را بیت العدل اعظم معرفی نمودند اگرچه هیئتی ناقص و نا مشروع وفاقد ولی امرالله بعنوان" رئیس مقدس " که مفاد الواح مقدس وصایا مقرر میدارد بود واگذار نمودند و بیت العدل جنینی مشروعی را که شوقی افندی شخصأ با نام موقت شورای بین المللی بهائی تاسیس و نقش فعال آن در آینده بعنوان "هیئت مرکزی " خصوصأ در پیام مرخ بیست وسوم نوامبر هزار ونهصد وپنجاه ویک مشخص گشته بود بکلی نادیده انگاشتند.

از آنچه فوقأ مذکور گشت هر شخص روشنفکری بدور از تعصب در میابد که متاسفانه اکثریت احبا در طی سالهای پس از صعود شوقی افندی بر اثر این فرضیه غلط که با صعود وی ولایت امرالله پایان یافته است بنحو غم انگیزی رنج برده واز اطلاع بر حقیقت محروم مانده اند.

در حالیکه آشکار است که الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء ولی امرالله را مقید نمی سازد که جانشین خود را منحصرأ از میان ایرانیان تعین نماید ونژاد وملیت در این موضوع هیچ تاثیری نداشته و ولات امرالله در مستقبل ایام و در طی قرون متمادی که درپیش است ازنژاد ها و ملیت های گوناگونی خواهند بود موجب سرور وسپاس یاران الهی بخصوص احبای ایرانی خواهد بود که بدانند مشیت الهی بر این قرار گرفته است که ولی امر حاضر یکی از احبای ایرانی را بجانشینی خود برگزیند، وی که پدرش از ساکنین طهران بود قبول ننمود که با صعود شوق افندی اولین ولی امرالله درسال هزارونهصدوپنجاه وهفت ولایت امرالله خاتمه یافته است اوایمان واتقان خود به عهد ومیثاق خدشه ناپذیرحضرت بهاءالله و ولید جاودانی ومقدسش الواح مبارک وصایا را از دست نداد وبواسطه این ثبات وایمان به میثاق الهی بود که پس از ملاحظه اعلامیه مورخ هزارونهصدو شصت میسن رمی به شناخت وقبول دومین ولی امرالله فائزگردید، وپسرش نصرت الله بهره مند نیزموفق به پذیرفتن گردید اما در خصوص انتصاب جانشین میسن رمی اطلاعی دریافت ننمود معهذا در ایمان خود بر اینکه ادامه وتسلسل ولایت امرالله در طی دوران دیانت بهائی تضمین گشته است پایدار وثابت ماند. شکی نیست که به سبب اتقان وایمان قوی وثبات وی به عهد ومیثاق الهی ، اراده پروردگاربر آن قرار گرفت که اوسالیان قبل ایران را ترک نموده و در فاصله ای بسیار دور از وطن اصلی در شهر پرت استرالیا ساکن گردد بدون اینکه بداند ولی امرالله در این شهر اقامت دارد و سالها بعد ایمان و پایبندی وی به عهد ومیثاق الهی سر انجام به ثمر رسیده و موفق به یافتن ، شناسائی و پذیرش و ملاقات با ولی امرالله خواهد شد. به این خاطربا از خود گذشتگی از از دست دادن مال واموال مضایقه ننمود و درد جانکاه جدائی افراد خانواده، فامیل ودوستان بهائی خود که اورا در شناخت وپذیرش ولی امر حاضر همراهی ننمودند متحمل گردید.

این بهائی حقیقی ومومن نصرت الله بهره مند که به مفاد الواح وآثار و بخصوص الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبها بخوبی مطلع و آگاه میباشد به لحاظ شایستگی به نیابت ریاست سومین شورای بین المللی بهائی متشکل در بیست ودوم سپتامبر دوهزاروشش منصوب نمودم وجانشین منتخب پس از پایان ولایت امر این عبد میباشد.

جوئل بری مارنجلا
سومین ولی امردیانت بهائی
شش می دوهزاروهفت

معافیّت احبّاء از پرداخت حقوق الله

نامه‌ی جدید سرکار خانم «صهبا وجدانی» خطاب به احبّای ایرانی با عنوان «معافیّت احبّاء از پرداخت حقوق الله» واصل گردیده است که جهت اطّلاع...